۱۳۹۳/۹/۱۰ تعداد بازدید: ۵۴۱
print

استعمار و دریچه های نفوذ

بررسی عوامل موثر در سختی و تگنائی همیشگی جامعه ایرانی با نگاهی به چگونگی ارتباطات و مناسبات اجتماعی کشور

 استعمار و دریچه های نفوذ

در بین جامعه ما از قدیم الایام رایج گردیده که ایرانی همواره میبایستی در سختی و گرفتاری باشد. شاید اکثریت مان عبارت مرسوم شده عجم همیشه باید گرسنه باشد را به دفعات درمراودات روزمره خود شنیده باشیم . عبارتی که منشاء پیدایش آن را میبایستی خارج از مرزهای کشور جستجو نمود . در واقع با تجزیه و تحلیل عمیق ترچنین تعابیر وارداتی که اغلب نیز در راستای سیاست های استثمارگران بین المللی میباشند ، اهداف نهانی شان که همانا غارت منابع ارزشمند طبیعی کشورهای برخوردار از چنین سرمایه های لایزال الهی بوده با سوء استفاده از برخی خصائل رفتاری اینگونه جوامع هویدا میگردند .

خصلت هائی که ریشه در فرهنگ ، سنت ها ، قوه تعقل ، آداب و شعوراجتماعی ، سطح آگاهی های عمومی و همچنین میزان رشد و توسعه ساختارهای قوام یافته مدنی اینگونه کشورها دارد . از این رو کشور ما هم با دارا بودن چنین منابع غنی معدنی همیشه مورد توجه و آزمندی کشورهای مختلف استعمارگر بوده است . لذا با مداقه بیشتر درمناسبات موجود داخلی میتوان نمونه های فراوانی را از نحوه معاشرت ها مد نظر قرار داد که منجر به اشاعه و تشبیه اینگونه انگاره ها از جامعه ما گردیده اند . بر این اساس فراموش کردن محبت های اطرافیان ، قدرنشناسی از اقدامات مفید و تآثیر گذار دیگران ، یکدندگی و لجاجت در رفتارها ، مقاومت در مقابل سخنان اصولی و سازنده ، غدیت در برابر کردار عقلانی و سنجیده ، کوتاهی درجهت افزایش سطح آگاهی ها ، بی تفاوتی نسبت به شکست و تجربیات تلخ گذشته ، اعمال هیجانی و احساسی ، شعله ور شدن حسادت ها نسبت به موفقیت ها ، بدجنسی و بی رحمی ، تفاوت میان مکنونات درونی با تظاهر بیرونی ، ایجاد مشکلات و افزایش عداوت ها ، انباشته شدن کینه های زندگی سوز، خلاء اعتماد به نفس ، بی اعتنائی به اصالت های هویتی ، ضعف در تشخیص سره از نا سره ها و بالاخره عدم قدرشناسی از خدمات انجام شده فیمابین حاکمیت و ملت با توجه به اولی بودن ملت از جمله عواملی هستند که ارتباط مستقیمی با نحوه شکل گیری مناسبات و چگونگی بروز کنش و واکنش های اجتماعی برمبنای میانگین قوه تعقل جامعه را خواهند داشت.

چراکه افزایش رفتارهای هیجانی و احساسی در جامعه و در پی آن عدم استفاده بهینه ازقوه تعقل را میبایستی منشاء اصلی همه موارد ذکر شده دانست . از طرفی نیز بدلیل مشارکت افراد در روند جاری کشور و بعضاً اتخاذ تصمیمات نادرست در عرصه های گوناگون اجتماعی مثل نهادهای اداری ، تقنینی و قضائی ، قطعاً آثار اینگونه کجروی ها منجربه عقب افتادگی کشور در مقایسه با سایر کشورهای جهان خواهد گردید . درواقع تفکرات اشتباه و نپخته عموماً باعث اتخاذ تصمیمات غلط مدیریتی ، صدور احکام نادرست قضائی ، تصویب قوانین غیر اصولی و در نتیجه به بن بست رسیدن امور مختلف کشور میگردند.

از این رو جمع بندی های غیر کارشناسی وهیجانی درقانونگذاری و مدیریت ها بویژه از منظر منافع حزبی وگروهی بجای منافع عمومی نیز باعث برانگیخته شدن نارضایتی های عمومی خواهند گردید . اخذ انواع مالیات ها مثل مالیات بر ارزش افزوده ، عوارض گمرکی ، اجرای نابجا و غیر منطقی قانون هدفمندی یارانه ها ، افزایش قیمت تمام شده تولیدات داخلی ، افزایش تعمدی و منجر به رکود و تورم نرخ ارز توسط دولت های مختلف معمولاً باعث فساد و رانت خواری ، متراکم شدن مخالفت های عمومی و بی تفاوتی و از هم گسیختگی نسبت به مسئولیت های محوله در دستگاههای مختلف جامعه میگردند . در نتیجه روند جاری کشورمختل گردیده بنابراین تنها کشورهای فرصت طلب منتفعین اصلی اینگونه بی تدبیری ها خواهند بود . چراکه در مواقع بروز ناکامی ها که یقیناً محصول اعمال غیر عقلانی و تصمیمات غلط خودمان بوده همه امور به بن بست کشیده شده لذا دلسوزان و نخبگان عزلت نشین هم در اینگونه شرائط قادر به تأثیر گذاری آنچنانی در جهت بازگرداندن کارها به ریل منطقی خود نخواهند بود . در آنصورت تنها فرصت طلبان خارجی هستند که کنترل اوضاع را بدست گرفته و ما را در مسیر خواسته و منافع کشورهای خود سوق خواهند داد . در آن هنگام است که برای بقای خود مجبور به انعقاد هر موافقت نامه و قرارداد یکطرفه ای بوده و این یعنی منفعت بیشتر آنها . از طرفی نیز در داخل به جهت آبروداری و حفظ آرامش کلی جامعه از منفعت های ممکنه در اینگونه موافقت نامه ها غفلت کرده بنابراین کشور بطور روزافزون از ثروت ملی خود تهی خواهد گردید .

۲ از جمله عوامل تأثیر گذار در تنگنای مستمر ما ایرانیان ، عادت همیشگی تقدم و ترجیح منافع کوتاه مدت و زود گذر شخصی و گروهی بر منافع بلند مدت و ماندگار عمومی و ملی میباشد . در این راستا است که رحم و مروت ها کمتر شده و هر کداممان بطور بی رحمانه ای به فکر انتفاع از دیگران و غفلت نسبت به استهلاک بمرور ثروت ملی خود خواهیم بود . زیرا در چنین شرائطی معمولاً اهداف سهل الوصول و کوتاه مدت مد نظر قرار گرفته در نتیجه توجه به اهداف دراز مدت که لازمه تدبیر و عقلانیت بیشتری است کمرنگ تر میگردد . بنابراین در درازمدت امور مختلف قفل و درعمل به بن بست خواهیم رسید .

۳ عدم ظرفیت سازی نسبت به مفاهیمی چون آزادی و آینده بینی نمونه ای دیگراز خصلت های نهادینه شده در جامعه ما میباشد . بعبارتی با آزادی های حاصله بجای انجام برنامه ریزی های آینده نگرانه در جهت توسعه و پیشرفت کشور و همچنین کوتاه نمودن عقب افتادگی و بهبود رفاه عمومی ، عادتاً منافع کوتاه مدت شخصی و گروهی مد نظر قرار گرفته لذا ماهیتاً باز همه اموربدلیل ایجاد چالش های گوناگون سیاسی و اقتصادی به بن بست رسیده و ناکامی ها در درازمدت تنها عایدی جامعه از اینگونه کشمکش ها خواهد بود.

۴ – توهم گرائی نیز از جمله مصائب سنت شده در جامعه ما میباشد . بدین معنی که بخشی از جامعه عادت داشته تا از واقعیت های جهان مادی فاصله گرفته و دفعتاً با اوهام پردازی عمری را سپری نمایند . از طرفی چون واقع گرائی را میبایستی نوعی عقل گرائی محسوب نمود فلذا مداوماً به سمت مسائل آرمانی و غیر قابل دستیابی و احساسی هدایت شده و این نقطه آغازین غفلت و خردگریزی میباشد . بمرور نیز چنین تفکراتی در قاطبه جامعه رسوخ نموده در نتیجه جزء لاینفک نیازمندی های روزمره ما ایرانیان قرار گرفته پس در مسیری هدایت می شویم که برایمان برنامه ریزی شده است . از این رو فاصله مان با واقعیت های حادث گردیده داخلی و ایضاً پیرامونی بیشتر خواهد شد . درچنین شرائطی تفکرات و تصمیم گیری ها از مدار منطق و عقلانیت خارج می شود . درنتیجه تصمیمات غلط هم باعث به بن بست رسیدن امور مختلف جامعه و کشور در درازمدت میگردد . از طرفی نیزدر صورت فقدان تدبیرگری های اصولی هم بناچار برنامه ها ی توسعه ای متوقف شده وهمه بدنبال نیروئی خارجی و یا بعضاً ماوراء الطبیعه برای رفع مشکلات و دغدغه های مادی خود خواهیم بود . چنین شرائطی شروع گرفتاری ها بوده چراکه کشورهای فرصت طلب همیشه ما را به سمتی که منافع شان را در برمی گیرد رهنمون می سازند . و این یعنی غارت سرمایه و ثروت ملی .

۵ تفاوت فاحش میان مکنونات درونی و ظواهر برونی نمونه ای دیگر از ویژه گی های رفتاری بخشی از جامعه ما میباشد . بعبارتی تظاهر به فریب خوردن در رابطه با موضوعی و یا سکوت در برابر حقیقت ، امری رایج شده در مراودات اجتماعی ما است . در حالیکه بدرستی قادر به تشخیص حقایق بوده اما چون در مقام عمل آن موضوع به نفع منافع شخصی و گروهی عده ای از ما بوده لذا در برابر عقلانیت و منطق کوتاه آمده و با ایجاد فرصت به کجروی ها اجازه داده تا اشتباهات بطور روز افزون افزایش یابد . پس بمرور زندگی ها غیر منطقی شده در نتیجه پیشرفت جامعه متوقف میگردد .

۶ بیهودگی و توجه به لذت های مقطعی و زود گذر نیز یکی دیگر از کاستی های اساسی جامعه ما میباشد . مضاف بر آنکه برای دستیابی به چنین لذتهائی میباستی بدنبال ظواهر فریبنده و وارداتی هم بود . ظواهری که هویت ملی کشورها را نشانه گرفته و جوامع را از مسیر عقلانیت خارج و آحاد یک جامعه را عادت به بروز رفتارهای غیر منطقی و همچنین بی توجهی نسبت تدبیرگری های آینده نگرانه می نماید . فلذا بی تدبیری و عدم آینده نگری هم یعنی بن بست امور در درازمدت .

۷ – یکی از نقص ها ی جامعه ما ، عدم شکرگذاری و قدردانی از منابع طبیعی خدادادی است . به شکلی که از اینگونه الطاف الهی بدرستی و در جهت پیشرفت کشوراستفاده ننموده لذا با کاهلی و بی تدبیری ها چنین مواهبی را مصروف مطامع زودگذر خود می نمائیم . از این رو تغافل و قدرنشناسی از سرمایه های خدادادی باعث افزایش طمع ورزی های بیگانگان و به تبع آن دست یازی به منابع طبیعی کشور یکی از منحوس ترین اقداماتشان در ادوار مختلف تاریخ بوده است . پس مداوماً با اتخاذ سیاست های استثمارگونه بطرق رنگارنگ موجب عقب افتادگی های بیشتر کشور گردیده اند .

۸ قدرنشناسی از افراد دلسوز و سازنده نیز از معایب بزرگ جامعه ما در طول سده های اخیربوده است . نیروهائی که براستی آنان را میبایستی در زمره نعمت های پروردگار برای هر جامعه ای دانست . زیرا آنان توانائی به سامان رساندن اوضاع کشور خود را داشته و بطور منطقی نیز قادر به هدایت جامعه در مسیر سازندگی و توسعه میباشند . اما از آنجائیکه معمولاً اینان در تضاد با منویات شوم کشورهای استعمارگر بوده اند لذا با برنامه ریزی ها بر بخش هیجانی جامعه و همچنین استفاده از نیروهای عوامفریب و خائن داخلی ضمن دسیسه چینی زمینه حذف و یا خانه نشینی آنان را فراهم ساخته اند . در نتیجه جامعه از خدمات و مزیت های فراوان چنین موهبت های الهی در جهت توسعه و پیشرفت محروم میگردد . از این رو بدست خود ، افراد مفید جامعه را بدلیل شکل گیری فضاهای هیجانی و بدور از چارچوب های عقلانی در جامعه از دست داده و خواهیم داد . بنابراین با خروج چنین نیروهای ارزشمند از مدار تصمیم گیری ها ، میدان بدست تندروهای عوامفریب و بظاهر متشرع و همچنین ویژه خوار افتاده لذا آنان هم خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف غارتگران خارجی و ایضاً نابودی و به بن بست کشانیدن امور کشور اقدام می نمایند .

۹ زرنگی های بدور از عقلانیت نیز از عادت های نامیمون رواج یافته در جامعه ما میباشند . بعبارتی عده ای دائماً با احساس زرنگی نسبت به سایر افراد بطور مستمر مبادرت به تضییع حقوق دیگران می نمایند . زرنگی هائی که فاقد آثار مثبت و ماندگار بوده و از طرفی هم در تضاد با توسعه و پیشرفت عمومی جامعه میباشند . آنان مداوماً با این تصور که میتوانند از طرف مقابل امتیازی دریافت نمایند ادامه حیات داده و موضوعی غیر از پیشبرد مصالح برایشان اهمیتی نخواهد داشت . بنابراین پس از دستیابی به اهدافشان ، گذشته را فراموش کرده و معمولاً نیز در صدد جبران محبت ها بر نخواهند آمد . از این رو با افزایش سرخوردگی نیکوکاران و در پی آن کاهش اقدامات خیر خواهانه در اقشار مختلف جامعه بدلیل سرمشق شدن عاقبت خیرین ، بمرور رحم و مروت ها کم رنگ تر شده لذا بن بست امور و افزایش کینه و بدبینی ها نتیجه اینگونه احساس زرنگی ها خواهند بود .

چنین رویه ای را میتوان در بین برخی از مسئولین منتخب نیز مشاهده نمود . چراکه پس از اخذ رأی ملت ، خود را سوار اسب مراد دیده لذا دغدغه و احتیاجات رأی دهندگان و مردم اهمیت کمتری برایشان خواهند داشت . در نتیجه ایجاد نارضایتی و مخالفت های عمومی و همچنین ظهور تقابل ها مابین ملت و ارکان مختلف حاکمیتی ثمره چنین قدرنشناسی ها میباشند . علی ای حال مقاومت در برابر هنجارهای اجتماعی ، کند روی و سرسری گرفتن مسئولیت ها ، تندروی در وظائف محوله و نادیده گرفتن قواعد اجتماعی ، تعدد قوانین ، پیچدگی و بروکراسی های اداری ، بی توجهی نسبت به اقتضائات بین المللی ، عدم پی ریزی ساختارهای مناسب اقتصادی ، دخالت دولت ها در ساز و کارهای اقتصاد آزاد ، عدم تناسب ما بین عایدات رنگارنگ دولتی با خدمات ارائه شده به جامعه هم نمونه هائی دیگر از رفتارهای اجتماعی ما هستند که از آنها میتوان بعنوان سایر مصادیق خودگرفتاری های جامعه یاد نمود . و اما کلام آخر ، اینکه استعمار در هیچ مقطعی از تاریخ توان استعمارگری و چپاول ثروت کشوری را نداشته مگر با تجزیه و تحلیل عمیق رفتارهای مرسوم شده اجتماعی و بهره گیری از نیروهای طماع داخلی و ایضاً برنامه ریزی های بلند مدت و تبدیل نقاط ضعف ملت ها به نقطه قوت خود . پس با سوء استفاده از غفلت های جوامع دامنه نفوذشان را بطور روزافزون در اینگونه کشورها گسترش خواهند داد . بنابراین استعمار غیر مستقیم ، سیاستی که امروزه بدلیل افزایش سطح آگاهی های ملت ها سرلوحه برنامه ریزی های جهانی چنین فرصت طلبانی قرار گرفته ، فقط با افزایش تصمیمات غیر معقولانه مسئولین امور و همچنین آحاد جوامع برخوردار از منابع طبیعی امکان پذیر میباشد . از این رو واداشتن کشورهائی چون ما به اتخاذ عکس العمل های منفعلانه در برابر سیاست های انحصاری آنان و از طرفی عدم توجه وافر به تدبیرگری در امور مختلف جامعه ، به نظر حقیر از جمله دریچه های همیشگی نفوذ استعمارگران در کشور ما بوده است . درود خدا به روح پاک همه شهدائیکه با نثار خونشان به همه ما فرصت عاقلانه زیستن دادند .

  • - نویسنده: تبیان شهرکرد
نظرات

 نام:
 *نظر:
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهار محال و بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.