۱۳۹۴/۲/۷ تعداد بازدید: ۱۷۳۳
print

وضعیت احساس امنیت اجتماعی در ایران

احساس امنیت از طریق سطوح مختلف اعتماد فرد به عوامل پیرامونی اش تأمین می شود.

وضعیت احساس امنیت اجتماعی در ایران

 

چکیده
احساس امنیت از طریق سطوح مختلف اعتماد فرد به عوامل پیرامونی اش تأمین می شود. بنابراین درجه اعتمادورزی فرد به دیگران مشخصه مناسبی برای تعیین درجه احساس امنیت وی تلقی می شود. از این رو به نظر می رسد آنچه می تواند بر احساس ناامنی و ترس افراد غلبه کند، تقویت روابط اعتمادآمیز و بها دادن به چیزی است که امروزه با عنوان سرمایه اجتماعی در نظریه پردازی های اجتماعی اهمیت روزافزونی یافته است. در این چهارچوب، هدف اصلی مقاله حاضر بررسی وضعیت احساس امنیت اجتماعی در ایران و ضرورت پرداختن به آن است. دستیابی به این هدف در قالب تعریف احساس امنیت اجتماعی، عوامل مؤثر بر آن، احساس امنیت اجتماعی در ایران و ارائه راهکارهای لازم دنبال خواهد شد.

واژگان کلیدی

امنیت، احساس امنیت، امنیت اجتماعی، بی نظمی اجتماعی، پپوندهای اجتماعی.

مقدمه

شاید تا چند دهه اخیر متفکران اجتماعی، بین امنیت و احساس امنیت چندان تفاوتی قائل نبودند، ولی به واسطه تغییر و تحولات پس از جنگ جهانی دوم در جوامع، مشخص شد که بعد ذهنی امنیت ( احساس امنیت ) اهمیت غیر قابل انکاری پیدا کرده است. احساس امنیت ناشی از تجربه های عینی و اکتسابی افراد از شرایط و اوضاع پیرامونی است و فقط به شاخص های امنیت قابل تقلیل نیست.
توجه به معانی لغوی واژه امنیت و تعاریف مختلف موجود، این نکته را آشکار می سازد که « تهدید » هسته مرکزی این مفهوم را تشکیل می دهد. تهدید می تواند ابعاد عینی و ذهنی داشته باشد. بنابراین احساس امنیت را می توان در امان بودن یا در امان حس کردن خود از تهدید، صدمه، آسیب و یا خطر تعریف کرد.
احساس امنیت تحت تأثیر عوامل متعددی شکل می گیرد. اینکه در چه شرایطی و تحت تأثیر چه عواملی افراد احساس ناامنی می کنند و در شرایطی به رغم پایین بودن شاخص های امنیت، احساس امنیت بالایی دارند تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین صرف حضور چشمگیر نهادهای امنیتی در جامعه، احساس امنیت اجتماعی در میان شهروندان ایجاد نمی شود. ممکن است در جامعه ای امنیت از نظر انتظامی و پلیسی وجود داشته باشد اما فرد احساس امنیت نکند. در واقع احساس امنیت تلفیقی از عوامل فردی، روانی و اجتماعی تلقی می شود. احساس امنیت به حس رهایی انسان از اضطراب، بیم و خطر اطلاق می شود. در واقع زمانی که فرد احساس کند در جامعه و تعاملات اجتماعی خطری جان، مال یا سلامتی وی را مورد تهدید و تعرض قرار نمی دهد، می توان گفت که دارای احساس امنیت است.

1. تعریف احساس امنیت اجتماعی

مفهوم امنیت اجتماعی (2) برای اولین بار و به مفهوم فنی کلمه در سال 1993 ، توسط اندیشمندانی چون باری بوزان، (3) ال ویور (4) و لمیتر (5) تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح شد. انگیزه طرح این عبارت، امواج تهدیدآمیزی بود که « هویت گروه ها » را در معرض خطر قرار داده بود، بدین معنا که از یک سو با رشد فناوری های نوین و مجتمع های صنعتی، هویت بعضی گروه ها در هویت های مسلط هضم می شد و از سوی دیگر با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته، نوعی آشفتگی و آنومی در تمایزهای هویتی پدیدار می شد. بر همین اساس، تهدید اجتماعی به هویت و ارزش های مورد احترام مربوط می شود و طی آن، « ما » یی یک هویت توسط هویت دیگر مورد حمله واقع می شود.
بوزان در خصوص امنیت معتقد است: باید آن را در برابر وجود تهدید تعریف کرد. از نظر وی، امنیت در نبود مسئله ای دیگر به نام تهدید درک می شود؛ تهدیدات فیزیکی یا جسمی ( درد، صدمه و مرگ )، تهدیدات اقتصادی ( تصرف یا تخریب اموال، عدم دسترسی به کار یا منابع )، تهدیدات نسبت به حقوق ( زندانی شدن و از بین رفتن آزادی های عادی مدنی ) همراه با تهدیدات موقعیت یا وضعیت ( تنزل رتبه و تحقیر در انظار عامه ).
پس از جنگ سرد، بوزان دیگر امنیت را در نبود تهدید سنتی تعریف نمی کرد، بلکه معتقد بود: امنیت ابعادی مختلف همچون مهاجرت، سازمان های جنایی فراملی و فروملی، محیط زیست و رفاه اقتصادی دارد. در عین حال این عوامل دارای روابط متقابل هستند؛ یعنی وقوع یکی از آنها، ممکن است به بروز عواقبی در دیگری منجر شود ( بوزان، 54:1378 ).
از این دیدگاه دولت دیگر تنها مرجع امنیت نیست، بلکه افراد، گروه های فراملی، سازمان های غیر دولتی فراملی و فروملی، رسانه و تروریسم همگی در وجوه امنیت مرجع هستند. در خصوص چند بعدی بودن امنیت، او بر این باور است که باید تأثیر فرهنگ، محیط زیست، تمدن و از همه مهم تر مذهب را فهمید.
ویور بر آن است که ایده امنیت، ماهیت اجتماعی (6) داشته و در بستر جامعه ساخته و پرداخته می شود. تحلیل های امنیتی مناطق به شکل متفاوتی صورت می پذیرد و یکسان انگاریِ نظری و عملی به هیچ وجه روا نیست. در نهایت، هر مجموعه منطقه ای، فرمول ویژه خود را دارد. یک کشور را باید در کد منطقه ای خود قرار داد و امنیت و ناامنی آن را مطالعه کرد. تجویز رویکرد امنیتی یکسان، برای مناطق مختلف، نتیجه بخش نیست. به عنوان مثال، محمد ایوب، آسیب پذیری داخلی کشورهای جهان سوم را بیش از تهدیدات خارجی و امنیت سیاسی، و ثبات حکومتی را بیش از مؤلفه های زیست محیطی در امنیت پایدار سهیم می داند.
از این رو می توان گفت: متناسب با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی در جوامع کنونی و خارج شدن این روابط از حالت های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و محسوس داشت، عوامل پنهان و غیرفیزیکی امنیت در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. اگر در گذشته عوامل اجرایی و فیزیکی امنیت مانند پلیس، قاضی، اسلحه، حغاظت فیزیکی و... بیشترین اهمیت را در تأمین امنیت داشتند، امروزه علاوه بر تمام اینها، عواملی از قبیل مشروعیت نظام سیاسی، یکپارچگی اجتماعی، توان تصمیم سازی و تصمیم گیری، مدیریت قوی اقتصادی و توسعه و... در مباحث امنیتی بسیار قابل توجه است. امروزه سیاستمداران و نظریه پردازان دریافته اند که تضمین امنیت ملی یک کشور که عمدتاً ناظر بر امنیت و کارکرد درست نهادهای دفاعی-امنیتی در کشور است، در گرو فراهم آوردن امنیت اجتماعی است که عمدتاً ناظر بر امنیت مردم است و به هر میزان که این مؤلفه در میان سایر مؤلفه ها نقش بیشتری داشته باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم هزینه تر و بالنده تر خواهد بود.
امنیت اجتماعی را می توان به عنوان ایمنی خاص مردم تعبیر کرد. این مفهوم دو وجه قابل تفکیک دارد. در یک وجه امنیت اجتماعی در قالب ایمنی خاطر یک شهروند به عنوان نماینده تمامی مردم مورد بررسی قرار می گیرد. در این مفهوم امنیت اجتماعی یک جامعه اعم از یک کشور، یک شهر یا یک محله بر اساس میزان رضایتمندی و آرامش خاطر یک عضو نمونه آن جامعه بررسی و ارزیابی می شود. بنابراین جامعه، مجموعه ای همگن تلقی شده و از تفاوت ها، نابرابری ها و ناهمگنی های درون جامعه صرف نظر می شود. وجه دوم امنیت اجتماعی، به تعامل افراد جامعه با یکدیگر نظر دارد. در این بعد، رابطه مردم یک جامعه با دولت، نهادها و مردم دیگر جوامع مدنظر است.
به صورت اجمالی می توان امنیت اجتماعی را چنین تعریف کرد: امنیت اجتماعی توانایی جامعه برای حفظ هویت، منافع و ویژگی های اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات و نیز توانایی ارتقای وضعیت اجتماعی به سمت ارزش ها و آرمان های جامعه است. از این رو در بررسی امنیت اجتماعی باید به دو مؤلفه راهبردی توجه داشت؛ نخست آنکه امنیت اجتماعی مقوله ای زمینه وند (7) است؛ یعنی از آنجا که سنخیت و کم و کیف تعاملات اجتماعی در درون یک اجتماع بشری در شکل گیری مفهوم امنیت اجتماعی تأثیر بسزایی دارد، باید لزوماً با عنایت به نرم ها و معیارهای اکثریت هر جامعه، تعریفی از آن به دست داد و ضمن توجه به درون زا بودن این مفهوم، به اولویت بندی شاخصه های امنیتی جوامع مختلف پرداخته و بر اساس این اولویت بندی، به منظور تحقق امنیت اجتماعی مطلوب، برنامه ریزی کرد. مؤلفه دوم که ما را به سوی تعریف احساس امنیت اجتماعی سوق می دهد، آن است که امنیت اجتماعی واژه ای ذهنی (8) است و تصوری که از وضعیت امنیت یک جامعه در ذهن آحاد آن جامعه نقش می بندد، ضرورتاً با واقعیات موجود انطباق ندارد. این ویژگی از آنجا ناشی می شود که « امنیت » تا حدود زیادی یک ادراک روحی و روانی است که گاه در قالب عناصر ملموس مادی محقق می شود و گاه این احساس، به رغم مهیا بودن شرایط مادی و فیزیکی لازم، به دلیل وجود پیشینه ذهنی منفی، در ذهن افراد یک جامعه، جلوه مطلوبی ندارد.
در واقع تصور ذهنی انسان ها از مقوله امنیت در مقایسه با عینیاتی که وضعیت امنیت یک جامعه را تعریف می کنند، از اولویت بالاتری برخوردار است. در تشریح این شاخص می توان به مطالعات تطبیقی در برخی نظرسنجی ها استناد کرد. نتیجه یک پژوهش در این زمینه نشان می دهد: به رغم بالا بودن میزان جرایم امنیتی در برخی از کشورهای غربی ( به ویژه در کشورهایی که خرید و فروش و حمل سلاح های گرم برای عموم مجاز است )، درصد رضایتمندی مردم از وضعیت امنیت موجود نسبت به کشورهای کمتر توسعه یافته بیشتر است. پژوهشگران یکی از علل این تفاوت به ظاهر نامتعارف را در ساختارهای دموکراتیک و به تبع آن، تعامل مطلوب و سازنده میان متولیان امنیت اجتماعی و اقشار مختلف جامعه در کشورهای توسعه یافته می دانند. بنابراین رابطه میان ضابطین امنیت اجتماعی هر جامعه با اعضای آن، پیش از آنکه یک رابطه ملموس و عینی باشد، یک رابطه بیناذهنی (9) است.
باری بوزان نیز در قالب تعاریف لغوی امنیت به احساس امنیت اجتماعی اشاره می کند. به اعتقاد وی این تعاریف عبارت است از: حفاظت در مقابل خطر ( امنیت عینی )، احساس ایمنی ( امنیت ذهنی ) و رهایی از تردید ( اعتماد به دریافت های شخصی ) است. به اعتقاد بوزان اکثر تهدیداتی که متوجه افراد است، ناشی از این حقیقت است که افراد در محیط انسانی به سر می برند و این محیط موجد انوع فشارهای غیر قابل اجتناب اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
مسعود چلبی معتقد است: امنیت یکی از اخیار جمعی است که جامعه برای شهروندان خود و هر آن کس که در آن به سر می برد، فراهم می کند. در بعد عینی امنیت را می توان به عنوان فراغت از تهدید تعریف کرد. در بعد ذهنی مراد از امنیت، احساس آرامش و یا عدم احساس تهدید و عدم احساس ترس ناشی از آن از سوی محیط های دور و نزدیک فرد است. البته این دو بعد معمولاً با یکدیگر همبستگی قوی دارند.
توجه با معانی لغوی واژه امنیت و تعاریف مختلف موجود این نکته را آشکار می سازد که « تهدید » هسته مرکزی این مفهوم را تشکیل می دهد و می تواند ابعاد عینی و ذهنی داشته باشد. بنابراین احساس امنیت را می توان در امان بود یا در امان حس کردن خود از تهدید، صدمه، آسیب و یا خطر تعریف کرد.

2. عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی

در مورد عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. در این زمینه می توان از یافته های نظریه تقویت ساختاری (10)، پنجره های شکسته (11) ، قربانی شدن مستقیم (12)، فرضیه آسیب پذیری (13)، الگوی توسعه خطی (14) و نظریه نظم اجتماعی (15) بهره گرفت. با بررسی نظریه های یاد شده می توان عوامل زیر را به عنوان عوامل مؤثر بر احساس امنیت معرفی کرد:
1. نظمی اجتماعی و به عبارتی، وقوع جنایت، بزهکاری، ویرانگری، اخاذی، زورگیری و... در سطح جامعه باعث ایجاد میزان بالایی از ترس و بی اعتمادی و در نتیجه کاهش احساس امنیت اجتماعی می شود. به طور کلی بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی می تواند امنیت وجودی و اعتماد بنیادی را تضعیف کند. وجود عوامل مذکور در منطقه مسکونی و در جامعه شهری برای پیله های حفاظتی که امنیت وجودی فرد را تضمین می کنند، تهدید بزرگی محسوب می شوند، چرا که آسایش خاطری را که درون پیله برقرار ساخته اند در هم می شکنند.
2. حمایت های اجتماعی می تواند میزان احساس امنیت را افزایش دهد. حمایت اجتماعی به کمک هایی که از سوی خویشاوندان، دوستان و دیگر افراد به یک فرد می شود، اطلاق می شود. این کنش ها شامل کمک های عاطفی، ابزاری و اطلاعاتی است. کوب (16) حمایت اجتماعی را این گونه تعریف می کند: اعتقاد شخصی که در نتیجه آن، فرد دوست داشته می شود، مورد احترام قرار می گیرد و ارزشمند می شود و به یک شبکه اجتماعی و تعهدات متقابل وصل می شود. حمایت اجتماعی توسط عوامل فردی و اجتماعی تعیین می شود. عوامل فردی شامل اعتماد بین فردی و ترس اجتماعی است. موقعیت فردی در ساختار اجتماعی که توسط عواملی مثل وضعیت تأهل، اندازه خانواده و سن تعیین می شوند بر احتمال دسترسی افراد به حمایت های اجتماعی تأثیر می گذارند. حمایت اجتماعی به فرصت هایی که یک فرد برای تعامل با دیگران ایجاد می کند بستگی دارد. هرچه میزان تعامل فرد با اطرافیان بیشتر باشد، امکان دریافت حمایت بیشتری برای او فراهم می شود. بر طبق الگوی توسعه خطی، در سکونتگاه هایی که با جمعیت زیاد، متراکم و ناهمگون مشخص می شوند، ضرورت ایجاب می کند مردم در بیشتر مواقع با غریبه ها و افرادی که به آنها شبیه نیستند، تماس داشته باشند. این گمنامی و ناشناختگی می تواند پیچیدگی و عدم قطعیت را در روابط و مناسبات اجتماعی افزایش دهد و به عنوان محدودکننده اعتماد عمل کند. با به میان آمدن بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیرمدنی زمینه مناسبی برای بی اعتمادی و احساس ناامنی و ترس فراهم می آید.
3. میان سطح اعتماد مردم به یکدیگر و مردم و دولت و احساس امنیت رابطه مستقیمی وجود دارد. یکی از متغیرهای اساسی تأثیرگذار بر احساس امنیت، سرمایه اجتماعی و جزء اصلی آن یعنی اعتماد است. اعتماد، مهم ترین عامل در پارادایم نظم تلقی می شود. وجود اعتماد در سطح بین شخصی و اعتماد تعمیم یافته در تعاملات چهره به چهره و سایر تعاملات اجتماعی، فضایی را پدید می آورد که فرد می تواند با آسودگی خاطر و احساس امنیت شروع به فعالیت کند. در واقع فقدان اعتماد بین اعضای جامعه، نظم اجتماعی موجود را مختل می کند و مانع از جریان صحیح کنش های اجتماعی می شود. در این فضای اجتماعی فرد احساس خطر ناامنی، ترس و وحشت می کند و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی فضایی ناامن برای فرد به وجود می آورد. از دید گیدنز، در فقدان اعتماد، واکنش همگانی کنار گذاشتن آداب و عادت های تقدیرگرایانه و رها کردن همه چیز به حال خود و گذران عمر بر اساس « هر چه بادا باد » است. این تقدیرگرایی در متن خطرهای احتمالی، مبدل به کردارهایی می گردد که گیدنز آنها را « تسلیم طلبی مصلحت جویانه » یا « بدبختی وقیحانه »، می نامد.
4. کاهش مشارکت های اجتماعی و احساس عدم امنیت دارای رابطه متقابل هستند. به این معنی که اگر شهروندان نتوانند در امور مربوط به شهر و محله خود مشارکت داشته باشند، به تدریج اعتماد خود به سطوح تصمیم گیری را از دست خواهند داد. کاهش اعتماد نیز با عدم احساس امنیت آنها رابطه مستقیم دارد. وقتی افراد قادر به کنترل اوضاع پیرامون خود باشند، احساس امنیت بیشتری می کنند. از سوی دیگر عدم احساس امنیت باعث کاهش مشارکت های اجتماعی مردم می شود.
5. بر طبق نظریه نظم اجتماعی، در صورتی که به هر دلیل روابط گرم در عرض جامعه به سردی گرایند و احساس تعلق افراد به جامعه سست شوند، به همان نسبت نیز اعتماد اجتماعی و نظم هنجاری و تعهدات جمعی و عمومی تضعیف می شوند. عدم امکان ارتباط منطقی و مشروع در سطوح جامعه، منجر به احساس بی یاوری و عجز می شود که این امر زمینه مناسبی برای احساس ناامنی و ترس فراهم می سازد.

3. امنیت اجتماعی در ایران

بر اساس آنچه در بخش قبلی در مورد عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی به آن اشاره شد، برای بررسی وضعیت امنیت اجتماعی در ایران باید به شاخص هایی همچون میزان بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی، اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و پیوندهای اجتماعی پرداخته شود.
واقعیت آن است که شواهد بسیاری دال بر کاهش اعتماد اجتماعی در تمام ابعاد و سوگیری عاطفی و خاص گرا در روابط کنشگران در تمام سطوح در جامعه ایران وجود دارد ( چلبی، 77:1375 ). نتایج بسیاری از مطالعات در سطح کشور، حاکی از کاهش نسبی اعتماد اجتماعی در نزد اقشار مختلف اجتماع است. بررسی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال 1380 و 1382 توسط دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حاکی از پایین بودن میزان اعتماد در جامعه است.
بر اساسی یافته های موجود، اگر اعتماد را در سه سطح خرد، میانی ( تعمیم یافته ) و کلان مورد بررسی قرار دهیم، اعتماد در ایران در سطح خرد که اعتماد به خانواده، دوستان و اقوام را در بر می گیرد، از وضعیت بهتری برخوردار است. به عبارت دیگر، نوع روابط در جامعه ما بیشتر درون گروهی و بسته است و مردم بیشتر مایلند ابتدا با اعضای خانواده خود، سپس با دوستان و اعضای فامیل رابطه برقرار کنند. در سطح اعتماد عام یا تعیم یافته ( میانی )، اعتماد نسبتاً پایینی وجود دارد؛ یعنی افراد در تعاملات خود به اقشار مختلف ( قاضی، معلم، راننده، پلیس، مغازه دار، پزشک، هنرمند، کارگر و... ) چندان اعتماد ندارند. البته برخی از مشاغل مثل معلمان، اساتید دانشگاه، ورزشکاران، پزشکان، ارتشی ها، پلیس راهنمایی و رانندگی و هنرمندان بیشترین میزان اعتماد مردم را دارا هستند. پژوهشی که توسط چلبی در مورد نظام شخصیت در ایران انجام گرفته است، نشان می دهد که میزان اعتماد تعمیم یافته در هیچ یک از شهرهای مورد مطالعه در سطح قابل قبولی نیست و این امر بالقوه مخل نظم بوده و به انزوای اجتماعی کمک می کند. به این ترتیب می توان گفت: اعتماد اجتماعی تعمیم یافته وضعیت مطلوبی در جامعه ما ندارد ( معیدفر و جهانگیری، 49:1388 ).
آمارها در مورد اعتماد در سطح کلان که اعتماد به دولت و نظام حکومتی را در بر می گیرد، حاکی از اعتماد معمولی و متوسط مردم به حکومت است. بدیهی است، به موازات کاهش اعتماد مردم به کارگزاران حکومتی و نیز کارایی قوانین و عدالت سیاسی، میزان مشارکت آنها در سیاست گذاری ها و اداره امور کاهش خواهد یافت ( زین آبادی، 56:1387 ). بر اساس نتایج یک ارزیابی دیگر در زمینه اعتماد مردم به دولت که در سال 1386 انجام گرفته، 7/5 درصد گزینه اصلاً، 21/6 گزینه کم، 23/3 گزینه تا حدودی، 34/6 گزینه زیاد و 13/1 درصد نیز گزینه کاملاً را انتخاب کرده اند. این آمار نیز حکایت از اعتماد متوسط مردم به دولت است ( موسوی، 120:1388 ).
در زمینه حمایت های اجتماعی باید گفت: اینگونه حمایت ها در ایران در سه سطح دولتی، نهادهای غیردولتی (NGO) و افراد انجام می شود. حمایت های اجتماعی در سطح دولتی در قالب نظام تأمین اجتماعی انجام می شود که سابقه آن به سال 1301 بازمی گردد و طی آن، نظامی برای بازنشتگی به وجود آمد. در اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: « برخورداری از تأمین اجتماعی برای بازنشستگی، بیکاری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، حوادث و سوانح و نیاز به مراقبت های بهداشتی و درمانی به صورت بیمه ای و غیربیمه ای، حقی است همگانی و دولت موظف است خدمات و حمایت های فوق را برای یکایک افراد فراهم آورد ». نکته مهم در این زمینه، آن است که در کنار تحولات ایجاد شده در حوزه بیمه های اجتماعی که مهم ترین بخش و ستون اصلی نظام های رفاه و تأمین اجتماعی در هر کشور محسوب شده و در حال حاضر بیش از 60 درصد جمعیت شهری و یک سوم جمعیت کل کشور را در بر می گیرد، راهبرد حمایتی نظام تأمین اجتماعی در کشور چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، از سوابق و پیشینه های منسجم و سامان یافته تاریخی طولانی با اهداف و مشخصه های هدفمند، نظیر راهبردهای بیمه های اجتماعی، برخوردار نبوده است. فعالیت های نظام مذکور که دربرگیرنده حمایت های نقدی و غیرنقدی برای اقشار آسیب پذیر اجتماعی است ( نظیر طرح های مساعدت ها و خدمات اجتماعی )، عماتاً به صورت نامنسجم و پراکنده و در اکثر موارد در قالب سازمان ها و نهادهای غیردولتی، کمک های بشردوستانه مردمی و الگوهای سنتی شکل گرفته است.
در سطح دوم، نهادهای غیر دولتی در قالب خیریه ها و سازمان های حمایتی به حمایت از اقشار آسیب پذیر در جامعه می پردازند. حمایت های سازمان های غیردولتی به دو شکل مادی و معنوی صورت می گیرد. خیریه ها، با تأکید بر کمک های مالی در بعد مادی و سازمان های غیردولتی، با تأکید بر حمایت های آموزشی، اجتماعی، روانی در بعد معنوی از قشرهای آسیب پذیر جامعه حمایت می کنند.
در سطح فردی، افراد از حمایت های اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و خویشاوندان بهره می برند. اما اینکه این حمایت ها تا چه اندازه بر احساس امنیت افراد تأثیر داشته است، موضوعی است که سنجش آن با تحقیقات میدانی امکان پذیر است. نتایج تحقیقی در مورد بررسی احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن در شهر تهران که در سال 1388 انجام شده، حاکی از آن است که 9/7 درصد از پاسخگویان میزان احساس امنیت خود را در شهر تهران زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کرده اند. در مقابل 61 درصد از آنها این میزان را کم و بسیار کم و 29/2 درصد نیز در حد متوسط ارزیابی کرده اند. نتایج همین نظرسنجی در مورد تأثیر حمایت اجتماعی بر احساس امنیت شهروندان تهرانی حاکی از آن است که اکثریت آنها (61/6 ) احتمال کمک مردم در صورت مورد تعرض یا سرقت قرار گرفتن را کم و بسیار کم دانسته اند. در مقابل 21/6 درصد از پاسخگویان احتمال امداد و یاری را زیاد و بسیار زیاد می دانند و 16/8 درصد نیز این میزان را متوسط ارزیابی کرده اند. میانگین به دست آمده نشان می دهد: میزان یاری و امداد کمتر از حد متوسط است. بررسی رابطه متغیر حمایت اجتماعی با احساس امنیت نیز حاکی از مثبت بودن آن است؛ با افزایش حمایت اجتماعی میزان امنیت اجتماعی نیز افزایش می یابد و بالعکس ( امیرکافی، 1388 ).

1- 3. بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی

بی نظمی اجتماعی به شرایطی اطلاق می شود که در آن قوانین و مقررات جامعه نتواند، افراد را درست تحت بازرسی قرار دهند. در چنین وضعیتی افراد آن جامعه دستخوش یأس و اختلال می گردند، هنگامی که این اختلال بسط یافت، تمام سازمان اجتماعی مبتلا می شود و نهادها و تأسیسات مختلف رو به تجزیه و انحطاط می نهند و این اختلال سازمان اجتماعی، به صورت افزایش فساد و جنایات ظاهر می شود ( کینگ، 523:1343 ).
اختلال و بی نظمی اجتماعی، کیفیتی انحصاری نیست؛ بلکه کم و بیش در کلیه جوامع عمومیت دارد و همواره افرادی یافت می شوند که برخی از قوانین اجتماعی را پایمال می کنند و این قانون شکنی در تأسیسات اجتماعی تولید اختلال می کند و هرگاه از آن جلوگیری نشود، افزایش می یابد ( همان ).
درک افراد یک جامعه از بروز جرائم و بزهکاری، حاصل جمع بندی آنها از احتمال وقوع جرائم است. هر قدر از نظر شهروندان احتمال وقوع جرائم بیشتر باشد، آنها بیشتر احساس عدم امنیت خواهند کرد. بی نظمی اجتماعی می تواند بی اعتمادی را افزایش داده و هزینه روابط و مبادلات اجتماعی را بالا ببرد. بر اساس تحقیقات انجام شده، افرادی که در محلاتی با میزان بالای بی نظمی زندگی می کنند ( جرم، خشونت گرایی، دزدی، سر و صدای زیاد، کثیفی معابر و... ) از سطح بالاتری از ترس و بی اعتمادی ( عدم احساس امنیت ) برخوردارند(17). به طور کلی می توان گفت: بی نظمی اجتماعی و بی اعتمادی حاصل از آن، باعث می شود افراد دایره آسیب پذیری خود را وسیع تر تعریف کنند. این عامل باعث بالا رفتن ریسک اعتماد کردن شده و در نتیجه احساس ناامنی را به همراه دارد.
نتایج یک نظرسنجی در شهر تهران (1388) در خصوص بی نظمی اجتماعی نشان داده است: میانگین بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی بر مبنای مقیاس یک تا پنج، بیش از حد متوسط است. اکثر پاسخگویان؛ یعنی 91/8 درصد میزان خرید و فروش مواد مخدر را زیاد و بسیار زیاد ارزیابی کرده اند ( امیرکافی، پیشین: 15 ). همین نتایج در مورد درک از بروز جرائم و بزهکاری نیز حاکی از آن است که درک و تصور پاسخگویان از بروز جرائم و بزهکاری بیش از حد متوسط است.

2- 3. پیوندهای اجتماعی

ارتباطات و پیوند فرد با همسایگان می تواند همانند یک سپر محافظتی در مقابل اثرات منفی حاصل از زندگی در شرایط بی نظمی، ترس و بی اعتمادی عمل کند. بی نظمی در محلات و ارتباطات اجتماعی دارای اثرات متقابل هستند، به این معنی که ارتباطات اجتماعی غیررسمی ترس و بی اعتمادی ناشی از بی نظمی را کاهش می دهد. مشارکت رسمی در سازمان های محله ای اثر محافظتی کمتری ( بر اعتماد و احساس امنیت افراد ) دارد.
بر اساس دیدگاه شبکه، روابط و پیوندها به عنوان سرمایه اجتماعی محسوب می شوند و فرد از طریق آنها به منابع و حمایت های موجود در شبکه دسترسی می یابد. این نوع سرمایه اجتماعی که سرمایه اجتماعی شبکه نام دارد، بر منابع ابزاری و حمایتی متنوع موجود در شبکه که با سرمایه گذاری افراد در روابط اجتماعی و دستیابی به پیوندهای اجتماعی به دست می آید متمرکز است ( باستانی و صالحی، 66:1386 ). پیوندهای اجتماعی می تواند به دو صورت انجام پذیرد: الف) افراد می توانند به شیوه غیر رسمی از طریق انتخاب دوستی ها و دیگر انواع پیوندهای شبکه ای با یکدیگر در ارتباط باشند این دوستی های غیررسمی می تواند به واسطه تأمین ارتباطات، تبادل اطلاعات و حمایت اجتماعی، تقویت کننده سرمایه اجتماعی و در نتیجه احساس امنیت آن فرد باشد. ب) جدا از پیوندهای غیررسمی با دیگران فرد می تواند از طریق عضویت رسمی در انجمن ها و گروه های داوطلبانه با دیگران در ارتباط باشد. در مورد فرق پیوندهای رسمی و شبکه های غیررسمی می توان گفت: شبکه دوستی غیر رسمی بر حسب پیوند بین افراد تعریف می شود، ولی ادامه حیات پیوندهای رسمی فراتر از شبکه اجتماعی درونی است. پیوند بین گروه ها برای افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه ضروری است. وقتی اعتماد بین گروه ها اندک اعتماد درون گروهی بالا باشد، انتظار می رود، سرمایه اجتماعی در جامعه کاهش یابد. سرمایه اجتماعی در سطح جامعه زمانی بالا خواهد بود که بین افراد در گروه های گوناگون پیوندهای مثبت و مبتنی بر اعتماد وجود داشته باشد.
نتایج یک پژوهش در مورد سنجش سرمایه اجتماعی در ایران حاکی از پایین بودن میزان پیوندهای بین گروهی است. بر اساس نتایج، همکاری افراد با نهادهای مدنی و عضویت آنها در نهادهای یاد شده پایین است ( موسوی، پیشین ). بر این اساس، عضویت افراد در انجمن اولیا و مربیان، گروه های مذهبی، گروه های ورزشی، گروه های خیریه، گروه های منفی، گروه های قومی، گروه های سیاسی، بسیج، شوراها و گروه های علمی بالا نیست.
عملکرد سازمان های غیر دولتی نیز در زمینه افزایش پیوندهای اجتماعی در حوزه جامعه قابل توجه است. سازمان های غیر دولتی با ایجاد شبکه ارتباطات اجتماعی دلیل محکمی بر وجود همبستگی اجتماعی در جوامع هستند که این همبستگی از اصلی ترین سرمایه های لازم در پیش روی سند توسعه کشورهاست. با شکل گیری سازمان های غیر دولتی روابط انجمنی شبکه ای تشکیل می شود، حوزه عمومی گسترش می یابد و تصدی گری های غیر مرتبط با دولت-که در دست دولت قرار دارد-تحت اداره و مسئولیت مردم قرار می گیرد.
تاریخچه فعالیت سازمان های غیر دولتی در ایران با فعالیت های خیرخواهانه و تشریک مساعی افراد بر اساس اصول انسانی و اسلامی در راستای فرهنگ احسان و نیکوکاری آغاز می شود. اوج فعالیت سازمان های غیر دولتی در ایران از سال 1376 آغاز شد. بر اساس یک برآورد در سال 1358 تا 1384، تعداد سازمان های غیر دولتی در ایران 15 برابر شده است. متأسفانه نگرش از موضع قدرت و همچنین نگاه از بالا به پایین دولت به سازمان های غیر دولتی، حضور فعال آنها را با چالش روبه رو کرده و باعث شده در سال های اخیر از حجم فعالیت این سازمان ها کاسته شود. باید اذعان کرد، رشد گسترده ارتباطات جهانی همچون اینترنت، ماهواره ها و در نهایت رشد آگاهی از یک سو و ایجاد ذهنیت مبتنی بر حل مشکلات از دل جامعه ( و نه دولت ) در میان مردم، شعله ها را برای شکل گیری سازمان های غیر دولتی روشن نگه داشته است.

4. جمع بندی و نتیجه گیری

1. امنیت به عنوان ضروری ترین نیاز و اساسی ترین عامل دوام و بقای جوامع بشری تلقی شده است.
2. در بررسی امنیت، با دو رویکرد « سلبی » و « ایجابی » روبه رو هستیم. در رویکرد سلبی امنیت به معنای عدم وجود تهدید معرفی می شود. بنابراین تأمین امنیت با تجهیزات و توانمندی های نظامی، سیاسی و اقتصادی امکان پذیر است. رویکرد ایجابی امنیت را مفهومی مستقل می داند و شرایط عینی و ذهنی را در تبیین آن مورد توجه قرار می دهد. بنابراین امنیت صرفاً به معنای « عدم تهدید » نیست، بلکه فرایند تولید اجتماعی است. در این رویکرد، احساس امنیت بعد ذهنی امنیت را تشکیل می دهد.
3. گرچه میزان امنیت موجود در جامعه، احساس امنیت را ارتقا می دهد، الزاماً سطح احساس امنیت موجود را نمی توان به صورت تابعی خطی از میزان امنیت موجود دانست، بلکه متغیرهای دیگر که با ذهنیات و برداشت های فردی اعضای جامعه مرتبط هستند، بر میزان احساس امنیت در جامعه تأثیر می گذارد.
4. عواملی همچون سطح اعتماد در جامعه، حمایت های اجتماعی، میزان جرائم در سطح جامعه و بی نظمی های اجتماعی و پیوندهای اجتماعی بر احساس امنیت شهروندان تأثیر می گذارد.
5. بررسی وضعیت عوامل یاد شده در ایران حاکی از آن است که احساس ناامنی و ترس در میان شهروندان قابل توجه است. بر اساس نتایج تحقیقات ذکر شده، سطح اعتماد تعمیم یافته در میان افراد پایین است. در زمینه اعتماد به دیگران، سطح اعتماد به اعضای خانواده، فامیل و خویشاوندان و دوستان به مراتب بالاتر از اعتماد به همسایگان، همکاران، اهالی محله، افراد هم قوم و هم مذهب، همشهری ها و ایرانیان است ( موسوی، پیشین: 127 ).
6. در زمینه حمایت های اجتماعی نیز افراد بیشتر به حمایت های دریافت شده از سوی خانواده، فامیل و دوستان متکی هستند. درصد کمی از آنها مطمئن هستند در صورت بروز مشکل، دیگران به آنها کمک خواهند کرد ( امیرکافی، پیشین: 19 ). در همین راستا هر قدر از دایره خانواده و دوستان دور شویم، میزان مشارکت افراد برای رفع مشکلات دیگران نیز کاهش می یابد ( موسوی، پیشین: 128 ).
7. در حوزه پیوندهای اجتماعی به نظر می رسد، در ایران شکل قدیمی روابط که بر پیوندهای قومی-قبیله ای استوار بود، کمرنگ شده و شکل جدید روابط؛ یعنی روابط انجمنی هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. یافته های پژوهشی نیز حاکی از پایین بودن میزان همکاری افراد با نهادهای مدنی و عضویت در آنها است ( همان: 115 ).
8. بی نظمی اجتماعی و بی اعتمادی حاصل از آن، باعث می شود افراد دایره آسیب پذیری خود را وسیع تر تعریف کنند. این عامل باعث بالا رفتن ریسک اعتماد کردن شده و در نتیجه احساس ناامنی را به همراه دارد. نتایج یک نظرسنجی در شهر تهران در خصوص بی نظمی اجتماعی نشان داده است: میانگین بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی بر مبنای مقیاس یک تا پنج، بیش از حد متوسط است.

5. پیشنهادها و راهکارها

1. با توجه به موارد ذکر شد. به نظر می رسد باید با استفاده از ساز و کارهای فرهنگی و اجتماعی، سطح اعتماد اجتماعی، به ویژه اعتماد تعمیم یافته را بالا برد تا با استفاده از آن، علاوه بر گسترش تعاملات اجتماعی مؤثر و حفظ نظم اجتماعی، بتوان احساس امنیت اجتماعی و روانی اعضای جامعه را ارتقاد داد. بدیهی است در اینجا صرفاً اعتماد در سطح خرد؛ یعنی در روابط شخصی و فردی مورد نظر نیست، بلکه اعتماد در سطح میانی که به اعتماد فرد نسبت به عموم مردم و آنهایی که نمی شناسد، مثل اعتماد به سازمان ها و نهادهای جامعه، مغازه داران، رانندگان، پلیس، رسانه، معلم ها و غیره دارد مربوط می شود و اعتماد در سطح کلان که به سطح مقبولیت نظام و سیستم حکومتی و فعالیت ها و اقدامات دولت نزد مردم را در بر می گیرد، نیز مهم هستند. بنابراین افزایش سطح اعتماد در سه سطح یاد شده باید در دستور کار مسئولان و تصمیم گیران قرار گیرد.
2. اگر چه اجتماعی کردن، فرایندی همیشگی است، اما بهترین دوره های اجتماعی شدن فرد، دوران قبل از دبستان و دوره آموزش در مدرسه است. بنابراین می توان با تأکید بر شاخص های بالا بردن سطح احساسی امینت، شیوه آموزش و اجتماعی کردن، خانواده و مدرسه را بهبود بخشید.
3. بخش عمده ای از اعتماد اجتماعی در فرایند تعامل روزمره با سازمان ها و ارگان های مختلف سیاسی، اداری و اقتصادی شکل می گیرد. بنابراین تلاش برای بهبود کارکرد این سازمان ها برای جلب اعتماد اجتماعی می تواند به صورت غیر مستقیم در بالا بردن سطح احساس امنیت مؤثر باشد.
4. اقدامات نیروی انتظامی در زمینه مبارزه با بی نظمی های اجتماعی می تواند در ترویج احساس امنیت شهروندان مؤثر باشد.
5. حمایت اجتماعی به گسترش شبکه ارتباطی در جامعه کمک می کند. در نتیجه این ارتباطات، روابط و پیوندهای اجتماعی تقویت می شود. از این رو لازم است زمینه افزایش شبکه های اجتماعی از سوی مسئولان فراهم شود. شبکه های اجتماعی، افراد را بنا به میل آنها در گروه های خاص قرار می دهد. درست است که شبکه های اجتماعی برای محیط های بسته تر به ویژه در محل کار، دانشگاه ها و دبیرستان ها نیز کاربرد دارد، ولی در محیط اینترنت هم محبوبیت بالایی به دست آورده است. تسهیل شرایط دسترسی افراد به این شبکه ها در تقویت پیوندهای اجتماعی و امنیت روانی افراد مؤثر است.
6. باید به احیای اجتماع، خصوصاً اجتماع محلی توجه شود. برخی به اشتباه تصورمی کنند که اجتماع به جوامع گذشته تعلق دارد. آنها به اجتماعات سنتی حالت آرمانی می دهند و جامعه مدرن را دشمن آن می دانند، در حالی که چنین چیزی واقعیت ندارد.
7. تقویت اجتماع که می تواند در پرجمعیت ترین و مدرن ترین مناطق صورت گیرد، زمینه مناسبی برای مشارکت شهروندان در امور محلی فراهم می سازد، شبکه های اجتماعی را تقویت می کند، سرمایه اجتماعی و تعهد مدنی را افزون می سازد و روحیه جمعی و همبستگی اجتماعی را بالا برده و مهار اجتماعی غیررسمی را تقویت می کند. همچنین گمنامی و ناشناختگی را کاهش می دهد و مانع بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیر مدنی در مناطق می شود و این امر به نوبه خود اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و احساس امنیت را افزایش می دهد.
منابع تحقیق:
1. امیرکافی، مهدی، « بررسی احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن ( مورد مطالعه: شهر تهران ) »، فصلنامه تحقیقات علوم اجتماعی ایران، شماره اول، پاییز 1388 .
2. باستانی، سوسن و مریم صالحی هیکویی، « سرمایه اجتماعی شبکه و جنسیت: بررسی ویژگی های ساختی، تعاملی و کارکردی شبکه اجتماعی زنان و مردان در تهران »، نامه علوم اجتماعی، شماره 30 ، بهار 1386.
3. بوزان، باری، مردم، دولت ها و هراس، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378.
4. چلبی، مسعود، جامعه شناسی نظم: تشریح و تحلیل نظری اجتماعی، تهران: نشر نی، 1375.
5. زین آبادی، مرتضی، « بررسی وضعیت اعتماد در جامعه ایران و راه های بازسازی آن »، پژوهشنامه اعتماد اجتماعی، پژوهشکده تحقیقات راهبردی، 1387.
6. کینگ، ساموئل، جامعه شناسی، ترجمه مشفق همدانی، تهران: امیرکبیر، 1343.
7. معیدفر، سعید و پرویز جهانگیری، « اعتماد اجتماعی تعمیم یافته و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، مطالعه موردی: شهر ارومیه » دانشنامه علوم اجتماعی، دوره 1، شماره 1، بهار 1388.

پی‌نوشت‌ها:

1- پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک.
2- Societal security
3- Barry Buzan
4- Ole Waever
5- Lemaiter
6- Societal
7- Contextual
8- Subjective
9- Intersubjective
10. بر اساس این نظریه افرادی که می گویند در محلاتی با بی نظمی بالا (خشونت گرایی، دزدی، قتل، آلودگی صوتی، کثیفی معابر و...) زندگی می کنند با میزان بالاتری از ترس و ناامنی روبه رو هستند.
11. در این نظریه رفتارهای ناهنجار به ترس از جرم، احتمال وقوع جرائم جدی و به هم ریختگی محله های شهری مرتبط می شوند. اگر پنجره های یک ساختمان شکسته باشد، افراد عابر احساس می کنند که کسی در آن ساختمان وجود ندارد و به آن رسیدگی نمی کند؛ جوان ها به پرتاب سنگ به سایر پنجره های آن ساختمان می پردازند؛ افراد عابر احساس می کنند به تمام آن خیابانی رسیدگی نمی شود؛ قاچاقچی های مواد مخدر، روسپی ها و امثال آنها به این خیابان جذب می شوند و سرانجام یک نفر در این خیابان به قتل می رسد. به این ترتیب، یک ناهنجاری کوچک منجر به ناهنجاری های بزرگتر و جرم های جدی می شود.
12. در این دیدگاه کسانی که مستقیماً قربانی جرم می شوند و یا به طور غیر مستقیم در جریان جرائم قرار می گیرند احساس ناامنی بیشتری می کنند.
13. بر اساس این نظریه آنهایی که خود را آسیب پذیرتر تلقی می کنند، احساس ناامنی بیشتری دارند (زنان و افراد مسن).
14. بر طبق الگوی توسعه خطی در سکونتگاه هایی که با جمعیت زیاد، ناهمگون و متراکم مشخص می شوند، مردم در بیشتر مواقع با غریبه ها و افرادی که هیچ شناختی از یکدیگر ندارند در تماس هستند. این ناشناسی می تواند منجر به خشونت، آسیب های انسانی و در نتیجه افزایش ترس و ناامنی شود.
15. طبق نظریه نظم اجتماعی، وقتی روابط ابزاری (سرد) بر روابط اظهاری (گرم) چیره شود، اعتماد اجتماعی، نظم هنجاری و تعهدات جمعی و عمومی تضعیف می شود و زمینه ناامنی فراهم می شود.
16- Cobb
17- http://www.springerlink.com/content/r800202767628w46

منبع مقاله :
صالحی امیری، سید رضا؛ (1391)، امنیت اجتماعی، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک، چاپ اول
  • - نویسنده: تبیان شهرکرد
نظرات

 نام:
 *نظر:
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهار محال و بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.