۱۳۹۴/۲/۱۹ تعداد بازدید: ۳۵۳
print

انواع پنج گانه ی قیامت از دیدگاه عرفانی

پیش از آنکه قیامت و انواع آن را از دیدگاه عرفانی مورد بررسی قرار دهیم، مناسب است، تحلیل عرفا را از حقیقت ایجاد و اعدام ملاحظه کنیم.

انواع پنج گانه ی قیامت از دیدگاه عرفانی

 

پیش از آنکه قیامت و انواع آن را از دیدگاه عرفانی مورد بررسی قرار دهیم، مناسب است، تحلیل عرفا را از حقیقت ایجاد و اعدام ملاحظه کنیم. به نظر اهل معرفت مرگ و مانند آن، نیست کردن و اعدام حقیقی نیست، همچنان که ایجاد نیز نزد ایشان به معنای فلسفی و حقیقی خود نمی باشد؛ زیرا نیست ساختن چیزهای موجود و موجود ساختن امر « نیست» به معنای متعارف فلسفی آن، در عرفان راه ندارد و همه ی مباحث عرفانی، از جمله « ایجاد و اعدام» بر اساس دو اصل کمون و بروز و لوازم آن سامان می پذیرد.

بر همین اساس، ایجاد اشیا به معنای بروز یافتن آنها و خروج از کمون است؛ یعنی اشیای که مخفی بوده اند، ظهور می یابند و به طور طبیعی حق تعالی در این فرایند مخفی می شود؛ زیرا آنجا که حق تعالی و وحدت ظاهر است، اشیا مخفی هستند و هرگاه اشیا بروز و ظهور یابند، حق در دل آنها پنهان می گردد و وحدت در دل کثرت و پشت پرده ی ایشان مخفی می شود.
محقق قیصری در همین باره می گوید: ایجاده للاشیاء اختفائه فیها مع اظهاره ایّاها؛ (1) « به وجود آوردن خداوند اشیا را به معنای مخفی شدن خود در میان آنها (که) به همراه ظاهر ساختن ایشان است، می باشد».
به همین ترتیب « نیست کردن» در عرفان اسلامی به معنای کمون یافتن اشیایی است که ظهور و بروز داشتند که لازمه ی آن ظهور و بروز خداوند متعال است، بنابراین آن هنگام که کثرت پنهان و وحدت آشکار می شود و با در کمون رفتن اشیا و مخفی شدن آنها، خدای واحد قهار جلوه می کند، حقیقت « نیستی عرفانی» روی خواهد داد که از مجموعه ی این فرایند به « نیست کردن عرفانی» تعبیر می شود. به همین جهت قیصری در ادامه ی عبارت سابق و در مقام تشریح نیستی از دیدگاه عرفان می گوید:
" و اعدامه لها فی القیامة الکبری ظهوره بوحدته و قهره ایّاها بازالة تعیّناتها و وسماتها و جعلها متلاشیةً کما قال لمن الملک الیوم لله الواحد القهّار و کل شیءٍ هالک الا وجهه و فی الصغری تحوّله من عالم الشهادة الی عالم الغیب او من صورة الی صورة فی عالمٍ. (2) معدوم ساختن اشیا توسط خداوند متعال ‍[گاه در قیامت کبرا صورت می گیرد و گاه در قیامت صغرا و مرگ. اما] در قیامت کبرا [به معنای] ظهور خداوند با وصف وحدت و یگانگی اوست [که لازمه ی آن] مقهور ساختن اشیا به واسطه ی ازاله ی تعینات و علایم آنها و متلاشی کردن این تعینات است. همچنان که خداوند [درباره ی آن وضعیت] فرمود: پادشاهی از آن کیست؛ [و چون کسی نیست که پاسخ دهد، خود پاسخ می دهد که] از آن خدای واحد قهار است. و فرمود: جز وجه الله همه چیز فانی و نابود است. اما نیستی در قیامت صغرا تحول و انتقال چیزی از عالم شهادت به عالم غیب یا از صورتی به صورت دیگر در یک عالم است. "
پس از این مقدمه و وضوح بیشتر، حقیقت به وجود آوردن و به ویژه نیست کردن در ساختار عرفانی، در عباراتی کوتاه و گذرا، انواع قیامت را ارائه می نماییم؛ چرا که به منظر اهل معرفت، پنج نوع قیامت وجود دارد که عبارت اند از:

1. قیامت لحظه به لحظه

قسم اول از قیامت آن است که برای همه ی موجودات در هر « لحظه» و « آن» روی می دهد؛ زیرا همه ی ذرات عالم، همچنان که در قوس نزول لحظه به لحظه از غیب به طرف شهادت می آیند، همان طور نیز در قوس صعود از شهادت به جانب غیب در حرکت اند و « آن» به « آن» نوعی از اعدامِ عرفانی رخ داده و در نتیجه قیامت برای آنها روی می دهد و یکی از اسرار آن که به آخرت و قیامت « ساعت» گفته می شود همین است که در هر ساعت و لحظه ای، قیامتی، دگرگونی و اعدامی روی می آورد. قیصری درباره ی قسم اول از قیامت می گوید:
" برای قیامت و ساعت انواع پنج گانه ای به عدد حضرات خمس وجود دارد: یکی از انواع قیامت همان است که در هر آن و لحظه ای اتفاق می افتد؛ زیرا در هر آنی، موجودات عالم که عبارت اند از: معانی، تجلیات، کائنات، فاسدات و غیر آنها که جز خداوند به تعدد آنها احاطه ندارد، از غیب به طرف شهادت ظهور و از شهادت به طرف غیب داخل می شوند و از این جهت قیامت را ساعت گفته اند و خداوند متعال می فرماید: بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ و یا می فرماید: کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ. (3) "

2. قیامت صغرای آفاقی

هنگامی که انسان به مرگ طبیعی (4)- اعم از اخترامی و طبیعی- از دنیا رحلت کرده و می میرد، به نظر اهل معرفت، قیامت شخصی او به پا می شود. از این رو این قیامت در مقایسه با برخی از قیامت ها که در پی خواهد آمد، کوچک تر است و چون در عالم خارج از نفس اتفاق می افتد، آن را قیامت صغرای آفاقی نام نهاده اند. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی که از ایشان نقل می شود، به همین نوع از قیامت اشاره فرموده و می گوید: من مات فقد قامت قیامته؛ (5) « هر کسی بمیرد قیامتِ او برپا می شود». (6) البته از آنجا که قیامت به معنای رستاخیز است؛ خیزش و قیامی در هنگام مرگ، روی می دهد، تمام خلقیات، ملکات و افعال او قیام می کنند و به صورت های مختلف بهشتی یا دوزخی، زشت یا نیکو جلوه گر می شوند.

3. قیامت صغرای انفسی

نوع دیگری از قیامت صغرا، نه در آفاق، بلکه در نفس سالک و با اراده ی او روی می دهد. در این نوع از قیامت آثار مرگ که به صورت طبیعی در عالم خارج تحقق می یابد، در شرایط خاصی برای سالک و در زمان حیات او رخ خواهد داد که برای تمییز این دو نوع از قیامت صغرا، یکی را « قیامت صغرای آفاقی» و دیگری را « قیامت صغرای انفسی» نام نهاده اند.
بنابراین در مقابل مرگ طبیعی، مرگ ارادی و اختیاری قرار دارد، همچنان که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در نقل معروفی می فرمایند: مُوتُوا قبل ان تَمُوتُوا. فراز اخیر سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (ان تموتوا) به قیامت صغرای آفاقی و مرگ طبیعی اشاره دارد؛ زیرا غیرارادی بوده و خودبه خود و بدون اختیار انسان خواهد آمد، اما در فراز ابتدایی که امر به مردن می کند و می فرماید: « مُوتُوا» بر نوع دیگری از مرگ که تحت اراده و اختیار انسان است، به صورت روشنی دلالت می کند. این مرگ و مردن همان قیامت صغرای انفسی می باشد که برای سالک، همه ی آنچه که در مرگ طبیعی برای انسان روی می دهد، روی می آورد و همه ی مکاشفات و مشاهدات اتفاق خواهد افتاد. قیصری درباره ی قسم سوم از قیامت می گوید:
" وبازاء الموت الارادی الذی یحصل للسالکین المتوجهین الی الحق تعالی قبل وقوع الموت الطبیعی کما قال (علیه السلام): موتوا قبل ان تموتوا... لذلک ینکشف للسالک ما ینکشف للمیّت و یسمی بالقیامة الصغری؛ (7) و در مقابل مرگ طبیعی، مرگ ارادی است که برای سالکان راه خدا پیش از وقوع مرگ طبیعی به وقوع می پیوندد، همچنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بمیرید! قبل از آنکه بمیرید ... به این جهت [و وقوع مرگ ارادی برای اهل سلوک] آنچه برای مردگان کشف می شود، بر سالکان کوی دوست نیز کشف شده [و چشم برزخی آنها گشوده می گردد ] و این نوع از قیامت [همچون قسم قبلی] قیامت صغرا نامیده شده است [زیرا اختصاصی و مربوط به شخص واحدی است]. "

4. قیامت کبرای شرعی

در برابر دو نوع قیامت صغرای آفاقی و انفسی، دو نوع قیامت کبرای آفاقی یا شرعی و انفسی وجود دارد. همچنان که از نام آنها پیداست، به فرد خاصی اختصاص ندارد و حشر و قیامت و رستاخیز همگانی است، اما با تفاوتی که بین دو نوع از قیامت کبرا موجود است؛ زیرا قیامت کبرای شرعی همان قیامتی است که موعود همه ی انبیاست و در قرآن و روایات از آمدنش خبر داده اند و بخش زیادی از متون دینی در شرح و بسط ویژگی های آن و اتفاقاتی است که در آن می افتد. برخلاف مرگ طبیعی که قیامت شخصی است و به فرد خاصی مربوط می شود، این قیامت همه ی خلایق را شامل می شود. قیصری در ادامه ی نوشته های سابقش و در مقام تبیین نوع چهارم از قیامت می گوید: « و قسم دیگر قیامت آن است که وعده داده شده و مورد انتظار همگان است، مانند آنکه خداوند متعال می فرماید: روز قیامت بدون هیچ شک و تردیدی خواهد آمد (أنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لَّا رَیْبَ فِیهَا) و غیر این از آیات دیگری که بر قیامت دلالت دارد». (8)
قیصری در ادامه چگونگی وقوع قیامت کبرا را شرح داده و می گوید:
" و ذلک بطلوع شمس الذات الاحدیّة من مغرب المظاهر الخلقیة و انکشاف الحقیقة الکلیّة و ظهور الوحدة التّامة و انقهار الکثرة کقوله تعالی لمن الملک الیوم لله الواحد القهّار؛ و [همچنان که با طلوع خورشید، شب به کنار می رود و روز آشکار می شود] قیامت موعود، با طلوع و درخشش خورشید ذات احدی از جانب غروب مظاهر خلقی و کشف حقیقت کلیه و ظهور وحدت تامّه و مقهور شدن کثرات، تحقق می یابد، همچنان که خداوند متعال می فرماید: لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ. ‍[پادشاهی و حکومت امروز از آن کیست؟ از آن خدای واحد قهار است که غیری در میان نگذاشته است]. "

5. قیامت کبرای انفسی

آنچه در قیامت کبرای شرعی روی می دهد، چیزی شبیه آن برای انسان موحدی که به مقامات فنایی و بالاتر از آن، مقامات بقای بعد از فنا رسیده است، اتفاق می افتد؛ یعنی قیامت و رستاخیز همه برای او تجلی می کند، اهل بهشت و جهنم، سعادت و شقاوت و انواع عذاب های دوزخی و تنعمات بهشتی را روشن می بیند. همچنان که نمونه ی ضعیف آن برای جوان پاک دلی که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) او را در مسجد مدینه دیدار کرد روی داده است.
قیصری در پایان گفتاری که انواع قیامت را برمی شمارد، درباره ی قیامت کبرای انفسی می گوید:
" وبازائه ما یحصل للعارفین الموحّدین من الفناء فی الله و البقاء به قبل وقوع حکم ذلک التجلّی علی جمیع الخلائق و یسمّی بالقیامة الکبری؛ و در برابر قیامت موعود، ‌آن قیامت بزرگی است که برای عارفان موحد روی می دهد که عبارت از فنا در حق و بقا به حق است [که در این حال وحدت حق ظاهر و اشیا در مرحله ی اول مخفی و در مقام بقا، به بقای حق باقی خواهند بود] پیش از اینکه این صورت تجلی برای جمیع خلایق روی دهد. "
در نگاه عرفانی دیگر، در مسیر صعودی قوس صعود، سه عالم در پی هم قرار دارند؛ دنیا، برزخ و در نهایت آخرت و قیامت. این سه عالم از دیدگاه عرفانی با دو اسم ظاهر و باطن- که از امهات اربعه ی اسما بوده و همه ی اسم های الهی از جهت ظهور و بطون زیر یکی از آن دو می گنجند- اداره می شوند.
کیفیت اداره ی این عالم های سه گانه توسط دو اسم ظاهر و باطن، بدین صورت است که اسم ظاهر دربرگیرنده ی حقیقت دنیا و تمام شئون آن است و اسم باطن دربرگیرنده ی آخرت و اسم ترکیبی که از ازدواج دو اسم ظاهر و باطن تولد یافته و بین آن دو قرار دارد، دربرگیرنده ی برزخ و امور مربوط به آن است. فرایند عمل این سه اسم در قوس صعود بدین شکل است که آنچه در این عالم ظاهر است، در عوالم دیگر به تدریج باطن شده و به کمون می روند و آنچه در اینجا باطن و مخفی بوده در آن عوالم به آرامی ظهور می یابند، بنابراین جسم و بدن مادی، عنصری، هیئت، اشکال و هر چیز دیگر عالم ماده، نه آنکه از بین برود، بلکه در باطن فرو رفته و از ظهور آن به تدریج کاسته می شود و در اصل می توان یکی از تحلیل های بسیار خوب در معاد جسمانی را همین اصل عرفانی دانست که صورت های مادی با همه ی ریزه کاری هایش در عوالم دیگر باقی هستند، اما به صورت مخفی.
و تمام ملکات، خلقیات، نیات، نتایج اعمال، حرکات و گفتار که در باطن و ضمیر انسان مخفی بوده، در برزخ و معاد- با اختلاف درجه ی ظهور حقایق- به تدریج بروز و ظهور می یابند. بر اساس همین مبنا تفاوت برزخ و قیامت- همچنان که صدرا نیز بر آن پای فشرده است- (9) فقط در شدت و ضعف نهفته است. به همین جهت، به تعبیر قرآنی، روز قیامت یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ است؛ یعنی هر آنچه در اینجا در جان ها و درون مردم مخفی بوده، آشکار می شود که در ازای آن هر آنچه در دنیا ظاهر و آشکار بوده، پنهان می گردد.
قیصری این بحث را به زیبایی قلم زده است و می نویسد:
" فاذا کملت هذه الدائرة ایضاً وجب قیام الساعة باقتضاء الاسم الباطن و المتولّد من الباطن و الظاهر الذی هو الحدّ الفاصل بینهما، ظهور کمالاته و احکامه فیصیر کل ما کان صورةً معنیً و کل ما کان معنیً صورةً ای یظهر ما هو مستورٌ فی الباطن من هیئات النفس علی صورها الحقیقیة و یستتر الصور التی احتجبت المعانی فیها فیحصل صورة الجنّة و النار و الحشر و النشر علی ما اخبر عنه الانبیاء و الاولیاء صلوات الله علیهم اجمعین. (10) "
وقتی دایره ی ولایت نیز ‌[همچون دایره ی نبوت با آمدن خاتم اولیا] کامل شود، قیام ساعت [و وقوع آخرت] واجب می گردد [و کیفیت آن بدین صورت است] اسم باطن و اسمی که از ترکیب دو اسم ظاهر و باطن تولد یافته و حد فاصل آن دو است، مقتضی ظهور کمالات و احکام خویش می باشند و در نتیجه، هرچه [در اینجا] صورت است [آنجا] معنا می شود [و باطنی می گردد] و هر آنچه [در اینجا] معنا [و باطن] بوده [آنجا] صورت می شود و به عبارت دیگر، هر آنچه [در اینجا] از هیئت های نفسانی در باطن انسان پوشیده بوده [در آنجا] به صورت های حقیقی خود آشکار می شوند و صورت هایی که [در اینجا] معانی در آنها در پرده بودند، [آنجا] پنهان می گردند، پس ‍‍[بدین ترتیب و ظهور حقایق پنهان] بهشت، جهنم، حشر و نشر ‍[و غیر اینها] بنابر همانچه که پیامبران و اولیای الهی (صلوات الله علیهم اجمعین)، خبر داده اند، به وقوع می پیوندد.

پی‌نوشت‌ها:

1. همان، فصل اول از مقدمه، ص 7.
2. همان.
3. همان، فصل نهم از مقدمه، ص 41.
4. مرگ طبیعی مشترک لفظی بین دو معناست؛ یکی مرگ طبیعی در مقابل مرگ ارادی و دیگری مرگ طبیعی در مقابل مرگ اخترامی.
5. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج58، ص 7.
6. ر. ک: قیصری، شرح فصوص الحکم، ص 41.
7. همان.
8. همان.
9. ملاصدرا، اسفار، ج9، ص 335-336 و همچنین حاشیه ملاهادی سبزواری در همین جلد اسفار، ص 219.
10. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص 40.

منبع مقاله :
امینی نژاد، علی؛ (1390)، آشنایی با مجموعه عرفان اسلامی (کلیات، تاریخ عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی و...)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله)، چاپ دوم
  • - نویسنده: تبیان شهرکرد
نظرات

 نام:
 *نظر:
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهار محال و بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.