۱۳۹۴/۲/۶ تعداد بازدید: ۳۲۶
print

اکتشافات علمی وجود خدا را ثابت می کند

با ترقی علوم و از بین رفتن موهومات و خرافات، عقاید دینی هم باید با روش های علمی و منطقی تحت مطالعه و انتقاد قرار بگیرند.

اکتشافات علمی وجود خدا را ثابت می کند

عوامل متعددی این کار را ایجاب می کند، ولی عامل مهم به نظر ما همانا علاقه به کشف حقیقت است. باید از اشتباهات خدانشناسان و اشخاص بی عقیده اجتناب کنیم، ولی درعین حال نباید به پیشانی هرکسی که به سنن و اخبار دینی ایرادی می گیرد داغ لامذهبی بزنیم؛ چه، ممکن است شخصی به وجود خدا قائل شود و سنن و اخبار مذهبی را قبول نکند.

در این که میان دانشمندان عده ای هستند که وجود صانع را انکار می کنند شکی نیست، ولی معلوم نیست که خدانشناسان دانشمند به نسبت خود بیش از خداشناسان عامی باشند. در واقع اغلب دانشمندان تصور می کنند که نسبت فوق در میان اشخاص عادی بیش از محیط علمی است.
در مورد خودم اگر ادعا کنم که تربیت خانوادگی و محیط مدرسه در ایمان داشتن من به وجود خدا بی اثر بوده، ادعایی بیجا کرده ام، چون ما همیشه تحت تاثیر تربیت و دروس دوران طفولیت هستیم. با وجود این، با اطمینان می توانم بگویم که اعتقاد من به وجود خدا هرچند با آنچه در طفولیت یاد گرفته ام مطابقت می کند، ولی مبانی آن با مبانی کلیسایی به کلی مغایر است.
از آن جایی که من با علم فیزیک سروکار دارم و مطالعات زیادی در عالم شگفت انگیز طبیعت کرده ام، به نظر من حرکت نوسانی کوچک ترین اتم به همان اندازه عجیب است که حرکت بزرگ ترین ستارگان جهان؛ و در این عالم، هر شعاع نور، و هر واکنش فیزیکی یا شیمیایی، و همه خصوصیات موجودات زنده، با پیروی از قوانین ثابت و معینی صورت می گیرد؛ و علم است که، موضوع فوق را کشف کرده، هرقدر بیشتر توسعه پیدا می کند زیبایی و پیچ و خم های آن را بیشتر نشان خواهد داد.
ولی با ظهورکشفیات شگرف علمی مسائلی ناگزیر مطرح می شود که تازه نیست، بلکه مسائل قدیمی به وجه روشن تری به میان می آیند. این مسائل در دستگاه آفرینش، که بشر هم یکی از مظاهر اسرارآمیز آن است، خودنمایی می کند، و یکی از اهم این مسائل این است که « آیا خدایی وجود دارد و آیا وجودی متعال این دنیا را آفریده است؟» همراه با آن سؤال مشکل دیگری نیز باقی می ماند، و آن این که اغلب جوانان با حیرتی آمیخته به جرقه ای از عقل و استدلال می پرسند: « اگر خدا ما را آفریده، پس خدا را که آفریده است؟»
در این که هیچ دلیل علمی برای وجود خدا یا عدم وی موجود نیست، نمی توان شک کرد. حتی به ظن قوی هیچ وقت هم چنین دلیلی پیدا ، نخواهد شد. ما در یک عالم طبیعی زندگی می کنیم که عمیق ترین مطالعات در آن، با وجود دقت و متانت تمام، هرگز نخواهند توانست این موضوع، یعنی وجود خدا، دلیلی مادی پیدا کنند. مسلم است که محیط طبیعی نمی تواند از خارج از عالم طبیعت اطلاعاتی به ما بدهد، همان گونه که در اتاقی که در و پنجره و منفذی به بیرون ندارد، نمی توان اطلاعی از خارج به دست آورد.
چون ما نمی توانیم برای وجود یا عدم خدا دلیل مادی بیاوریم، پس بهتر است از معلومات ذهنی خویش برای استنباط این موضوع استفاده کنیم، و استنباطی که هیچ یک از علوم بشری نمی تواند منطقاً آن را رد کند این است که « هیچ موجود مادی نمی تواند خود را بیافریند ».
اگر جهان می توانست خودش را خلق کند، آن وقت لازم بود که دنیا خود حاوی قدرت خلقت باشد و ما بایستی قبول کنیم که عالم خودش خداست، که در این صورت به لزوم وجود خدایی قائل می شویم که هم مادی است و هم مافوق الطبیعه. ولی من ترجیح می دهم به خدایی قائل شوم که خود ماده نیست اما عالم مادی را با مشیت بالغه خویش آفریده و بر آن تسلط کامل دارد.
من به استنباط مزبور این نکته را نیز اضافه می کنم که « به هر اندازه که گیتی رو به توسعه و تکامل می رود، به همان اندازه وجود یک حکمت عالیه روشن تر نمایان می شود ». توسعه تکاملی جهان که با علم ثابت شده دلیل بزرگ ما بر وجود صانع است. از جهانی ازکائنات که از ذرات ابتدایی « بدون شکل و تهی » تشکیل شده، چندین بیلیون سیارات و ثوابت به وجود آمده که اشکال معین و محدود دارند و درحرکات و سکون خود تابع قوانین لایتغیری هستند که عقل بشر از احاطه بر زمان ابداع و ادامه ی آن ها عاجز است و همه ی این ذرات بی شمار و آنچه بسیار کوچک تر از آن هاست نیز عموماً از قوانین و سنن مزبور پیروی می کنند.
دلیل فوق برای اثبات وجود صانع کافی است. ولی من می خواهم بر آن اضافه کنم که از این ذرات کوچک که ستارگان بزرگ را به وجود آورده اند، میلیاردها حجم زنده نیز به وجود آمده اند، و حتی عده ای از این جانداران دارای فکر و ابتکارند و می توانند اشیای حیرت آور زیبایی بیافرینند و در اسرار حیات و وجود بیندیشند.
ادوارد فیتزجرالد، (3) با کسب الهام از رباعیات خیام، منجم بزرگ ایرانی، اعجاز آفرینش را با تعبیری بسیار زیبا بیان می کند: « از اولین گل زمین خمیره ی آخرین آدمی را سرشتند و از آخرین خرمن بذرش را پاشیدند، و آنچه که ما در آخرین فجر حساب باید بخوانیم در اولین صبح خلقت نوشته شد ». (4)
به عقیده ی من، تجلی یک حکمت عالیه به دنبال تکامل و توسعه ی تدریجی جهان دلیلی کافی برای اثبات وجود خداست، حتی بدون استدلال به این که: هیچ ماده ای نمی تواند خود را بیافریند.

پی‌نوشت‌ها:

1- George Earle Davis.
2- دارای درجه ی .M. S (درجه ی کارشناسی در علوم فنی ( Bachelor of Science ). ازکالج دولتی آیووا، دکتر در فلسفه از دانشگاه مینسوتا، سابقاً به عنوان فیزیکدان آزمایشگاه نیروی دریایی و از 1948 رئیس قسمت اتمی کارخانه ی کشتی سازی نیویورک، متخصص در طیف سنجی و تشعشع آفتاب و مسائل هندسی و فیزیکی نور.
3- Edward Fitzgerald.
4- خوش باش که پخته اند سودای تو دی
فارغ شده اند از تمنای تو دی

قصه چه کنم که بی تقاضای تو دی
دادند قرارکار فردای تو دی
(خیام)

منبع مقاله :
آلن، فرانک؛ (1340)، اثبات وجود خدا، گردآورنده: کلوور مونسما، جان، مترجمان: احمد آرام، سید مهدی امین، علی اکبر صبا، عبدالعلی کارنگ و علی اکبر مجتهدی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هشتم
  • - نویسنده: تبیان شهرکرد
نظرات

 نام:
 *نظر:
© کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهار محال و بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.